کاریکاتور/ رونمایی از سلاح جدید ضد سوری!

فیلم/ بیانات امام خامنه‌ای در مورد وحدت مسلمین

پیام مهم سردار سلیمانی به امام خامنه‌ای

روایت خبرنگار لبنانی از حضور سردار سلیمانی در بوکمال

طرح آمریکا برای تجزیه عربستان سعودی به 4 کشور!

اسرائیل:بشار اسد نبرد با داعش را با قدرت برد!

سرقت دارایی شاهزاده های سعودی توسط بن سلمان!

آزادسازی بوکمال مقدمه نابودی جبهه النصره

جبران کسری بودجه به سبک «بن سلمان»

تماس تلفنی پوتین با امیر قطر

دیپلمات پیشین آمریکایی: آمریکا در کابوس انسانی یمن نقش مستقیم دارد

گزارش موسسه بین‌المللی صلح و اقتصاد: جهان امن‌تر و اروپا ناامن‌تر شده است

نشست فوق العاده وزیران خارجه اتحادیه عرب؛ موضوعات و نتایج

آشتی ملی فلسطین در سایه تنش جدید آمریکایی

آزادسازی ۲ شهرک دیگر در شمال شرق حماه سوریه

تظاهرات یهودیان مخالف نتانیاهو در سرزمین‌های اشغالی

مرکز اسلامی استکهلم؛ یاری‌گر زلزله‌زدگان

کاریکاتور/ تحریف کتب اهل سنت توسط سلفی‌ها

واکنش ها به ادعاهای دبیرکل اتحادیه عرب

گروه های تکفیری 12 بار آتش بس را در سوریه نقض کردند

چهارشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۹
کد مطلب: ۶۸۵۶۵
داخلی آرشيو خبر صفحه اخبار سایر رسانه‌ها
منشأ بی‌ثباتی سیاسی در عراق از کجاست؟
رضا دهقانی
منشأ بی‌ثباتی سیاسی در عراق از کجاست؟
عراقِ امروز، کشور جوانی است که روند ملت‌سازی در آن ناقص پیش رفته است؛ کشوری به مثابه چندین قوم و مذهب جدا از هم و حال در این شرایط سیستم پارلمانی وضعیت را وخیم‌تر کرده است.
خبرگزاری فارس/ حوادث روزهای گذشته در عراق و ورود روز شنبه طرفداران جریان صدر به پارلمان و دفتر نخست وزیری، اوج درگیری‌های سیاسی یک ماه اخیر این کشور را رقم زد؛ اختلافاتی که بر سر ترکیب کابینه و ماهیت آن بروز کرده است و هنوز هم ادامه دارد.

با نگاه به این اتفاقات و نگاهی دیگر به فضای سیاسی در عراق از سال ۲۰۰۳ و سقوط صدام، متوجه بی ثباتی و شکنندگی همیشگی فضای سیاسی این کشور می‌شویم.

اختلافات سیاسی از سال ۲۰۰۴ همراه با اولین دوره انتخابات پارلمانی خود را نشان داده است که با چند ماه تأخیر به انتخاب نخست‌وزیر انجامید. در پارلمان دوم در سال ۲۰۱۰ نیز عراق به مدت ۸ ماه نخست وزیر نداشت. در سال ۲۰۱۴ نیز نوری المالکی بسختی پذیرفت که منصب نخست وزیری را به کس دیگری واگذار کند.

علاوه بر این، اختلافات درون پارلمانی و قربانی شدن طرح‌ها در سایه اختلافات بین احزاب، عملا پارلمان را با عدم کارایی مواجه کرده است. اختلافات بین کردها و دولت مرکزی یا بین گروههای شیعی و سنی گسست و عدم یکپارچگی را موجب شده است.


اما ریشه این ماجراها کجاست؟

مقدمه بالا برای رسیدن به این سؤال بود و اینکه ریشه عدم ثبات سیاسی عراق چیست؟

موضوعی که قصد مطرح کردن آن را داریم، قابل تعمیم به دیگر کشورهای بی ثبات خاورمیانه از جمله لبنان، سوریه تا یمن و لیبی نیز هست.

کلید واژه ما دو عبارت است: ملت‌سازی و سیستم پارلمانی؛ نویسنده معتقد است عدم ملت‌سازی درعراق و همچنین سیستم پارلمانی ریشه تمام بی ثباتی‌ها در این کشور است. عدم ملت سازی یا ملت‌سازی ناقص منجر به عدم یکپارچگی، رشد تعلقات و اختلافات قومی و قبیله‌ای، رشد تروریسم، نفوذ آسان عوامل بیگانه و قدرت‌های بزرگ و نهایتا جنگ و نا‌آرامی داخلی می‌شود. حال در این میان اگر کشور بر اساس سیستم پارلمانی و نه ریاستی اداره شود، مشکلات دو چندان خواهد شد و امید ناچیزی برای پیمودن مسیر ملت‌سازی خواهیم داشت و عملا هر پروژه‌ای برای کم رنگ کردن قوم و قبیله و ایجاد ملت واحد را به شکست خواهد کشاند.

ملت

تعاریف مختلف و گاه متضادی از عبارت «ملت» شده است که با دقیق شدن در این تعاریف می‌توان تعریفی نسبتا جامع بدست آورد؛ بر این اساس گروه ملی به یک جامعه بشری گفته می‌شود که دارای سرزمین جغرافیایی واحد هستند و به این محدوده جغرافیایی حس مشترک تاریخی و تعلق مشترک فراتر از وابستگی‌های مذهبی، قومی و حتی زبانی دارند که به مرور زمان در طول تاریخ شکل گرفته است.

عدم ملت‌سازی، یعنی هنوز وفاداری‌های قومی و قبیله‌ای بر وفاداری به موجودیتی به نام کشور، ارجحیت دارد. منافع قوم فراتر از منافع کشور است. در عراق پیش از آن‌که فردی خود را عراقی بداند، شیعه مذهب یا سنی مذهب یا کرد می‌داند. شاید به همین دلیل است که ما ابتدای ظهور داعش، شاهد همراهی برخی از مردم شهرهای سنی ‌نشین با آن در اشغال شهرشان بوده‌ایم. در موصل، تکریت، الرمادی یا فلوجه، گزارش‌های بسیاری از همکاری برخی از مردم شهر با تروریست‌های داعش در دست است.

در دوره طولانی از تاریخ عراق، شیعیان و کردها سرکوب شده‌اند و حال برخی مردم اهل سنت احساس می‌کنند حقشان ضایع می‌شود. سوای صحت یا کذب این احساس، نکته این است که این احساس وجود دارد.

تمامی این‌ها نشان از عدم ملت‌سازی در عراق است. از زمانی که کشور عراق به یکباره با فروپاشی عثمانی شکل گرفت تا کنون تلاشی برای ایجاد حس مشترک تعلق، به موجودیتی به نام عراق در میان مردم نشده است.

صدام دیکتاتور سابق عراق، سعی داشت ملی‌گرایی عربی را در عراق مبنا قرار دهد، اما او بیش از ۷۰درصد جمعیت این کشور را در این پروژه نادیده می‌گرفت و سرکوب می‌کرد. آرامش در یک کشوری فاقد ملت به معنی اخص آن، تنها در سایه دیکتاتوری -البته آن هم شکننده و گذرا- ممکن است و اگر می‌خواهیم همراه با دموکراسی آرامش نیز در کشوری حاکم باشد، تنها راهش ملت‌سازی است.

در کشورهایی مثل یمن، لبنان، لیبی و سوریه نیز وضع همین منوال است، وفاداری‌های قبیله‌ای، قومی و مذهبی پیش از وفاداری به کلیتی به نام کشور قرار دارد و به همین دلیبل است که این کشورها همواره مستعد نا امنی و شورش هستند.

پرداختن به چگونگی پیمودن روند ملت‌سازی، خارج از حوصله این نوشته کوتاه است.

نظام پارلمانی

اینکه در کشوری، نظام پارلمانی کارایی بیشتری دارد یا ریاستی، به عوامل مختلفی بستگی دارد.

برای یک نظام پارلمانی پویا و موفق، فرهنگ پیشرفته سیاسی مردم، احزاب کارا و واقعی، اقتصادی پویا، امنیت و از همه مهم‌تر، تکمیل روند ملت‌سازی لازم است.

در نظام پارلمانی احزاب جایگاه مرکزی دارند، احزابی که بر مبنای تفکرات مختلف و نه بر منافع قوم و قبیله و مذهب شکل گرفته باشد.

در عراقی که احزاب به فکر منافع سطح پایین قوم و مذهب خود هستند و منافع عراق در وهله دوم تعریف می‌شود، سیستم پارلمانی کارایی ندارد و منجر به بن‌بست‌های متعدد در اداره سیاسی و به تبع آن در اداره اقتصادی و امنیتی می‌شود.

در سیستم پارلمانی، همه تصمیمات بر عهده توافق بین گروههای سیاسی گذاشته می‌شود و حال اگر گروههای سیاسی در کشمکش قومی و مذهبی و منافع سطح پایین باشند، آن وقت، آن می‌شود که در عراق شاهد هستیم. هم سیاست تعطیل می‌شود، هم با وجود منابع عظیم نفتی فقر گسترش می‌یابد و هم اراده مبارزه با تروریسم در حد کامل خود وجود ندارد.

سیستم پارلمانی به فرهنگ سیاسی مردم نیز بستگی دارد، اینکه در انگلیس سیستم پارلمانی جواب می‌دهد اما در فرانسه پس از چهار جمهوری، سرانجام سیستم ریاستی می‌تواند ثبات و پیشرفت را به این کشور بازگرداند؛ به فرهنگ سیاسی مردم این کشورها بستگی دارد. در فرانسه پس از گسستگی‌های متعدد سیاسی، روحیه و فرهنگ سیاسی مردم خواستار سیستم ریاستی با اختیارات وسیع رئیس‌جمهور بود که ژنرال «دوگل» این نیاز فرانسوی‌ها را برآورده و سیستم پارلمانی جمهوری چهارم را به ریاستی بدل کرد.

سیستم پارلمانی یا ریاستی فی نفسه واجد کارایی یا ارزش نیستند و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف باید محک بخورند.

نکته مهم پایانی اینکه، در این وضعیت کشمکش‌های قومی و مذهبی و منافع شخصی و حزبی بین فراکسیون‌های مختلف پارلمان، سیستم پارلمانی بیشتر موجب هرج و مرج است و باعث می‌شود تا ترجیح منافع قومی و سطح پایین به منافع ملی و سطح کلان بیش از پیش در فرهنگ سیاسی مردم نهادینه شود و این یعنی مانعی بزرگ بر سر راه ملت‌سازی.

به بیان دیگر، سیستم پارلمانی خود باعث کند شدن روند ملت‌سازی در عراق شده است و از سوی دیگر، عدم ملت سازی سیستم پارلمانی را ناکارآمد می‌کند.
Share/Save/Bookmark