دیپلمات پیشین آمریکایی: آمریکا در کابوس انسانی یمن نقش مستقیم دارد

گزارش موسسه بین‌المللی صلح و اقتصاد: جهان امن‌تر و اروپا ناامن‌تر شده است

نشست فوق العاده وزیران خارجه اتحادیه عرب؛ موضوعات و نتایج

آشتی ملی فلسطین در سایه تنش جدید آمریکایی

آزادسازی ۲ شهرک دیگر در شمال شرق حماه سوریه

تظاهرات یهودیان مخالف نتانیاهو در سرزمین‌های اشغالی

مرکز اسلامی استکهلم؛ یاری‌گر زلزله‌زدگان

کاریکاتور/ تحریف کتب اهل سنت توسط سلفی‌ها

واکنش ها به ادعاهای دبیرکل اتحادیه عرب

گروه های تکفیری 12 بار آتش بس را در سوریه نقض کردند

مخالفت عراق با بندهای مربوط به حزب‌الله در بیانیه اتحادیه عرب

نقض برجام و بدعهدی های آمریکا

تلاش برای ترور ولیعهد عربستان؛ ساختگی یا واقعیت

چرا روسیه قطعنامه آمریکا در مورد سوریه را وتو کرد؟

دیکته عبری برای بیانیه عربی

دستگیری قصاب عرسال توسط ارتش لبنان+تصویر

آزادسازی سه روستا در جنوب استان حلب سوریه+نقشه

سامانتا پاور: عربستان علاوه بر کشتار یمنی‌ها به آنها گرسنگی هم می‌دهد

آمادگی نجف اشرف برای احیای مراسم سالگرد رحلت پیامبر اکرم (ص)

پیام تسلیت عضو جنبش جهاد اسلامی فلسطین به ملت ایران

پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۹
کد مطلب: ۵۹۹
داخلی آرشيو مقاله صفحه اسلام ستیزی
تلاش برای تکه تکه کردن محور مقاومت اسلامی
بالکانیزاسیون خاورمیانه:
تلاش برای تکه تکه کردن محور مقاومت اسلامی
تلاش برای تجزیه بیشتر خاورمیانه، خصوصا کشورهای محور مقاومت و تبدیل آنها به کشورهای کوچک و ضعیف، مدت هاست به یکی از اهداف مهم کشورهای سلطه‌گر غربی تبدیل شده است. در این مقاله به بررسی ابعاد این طرح می پردازیم
گروه پژوهش جبهه جهانی مستضعفین / نویسنده: ابراهیم طاهری (دانشجوی دکتری علوم سیاسی)

چکیده

تلاش برای تجزیه کشورهای خاورمیانه از جمله ایران به کشورهای کوچک قابل مدیریت، مدت هاست که از سوی قدرت های سلطه گر غربی دنبال می شود. در این طرح کشورهای خاورمیانه بر اساس بنیان های زبانی، نژادی و منطقه ای تکه پاره می شوند. حمایت از شورش های قومی اقلیت هایی مانند دروزی ها در لبنان؛ بلوچ ها، ترک ها و کردها در ایران؛ علوی ها در سوریه؛ عیسویان در اتیوپی؛ فرقه های مذهبی در سودان؛ قبایل عرب در کشورهای مختلف عربی؛ کردها در ترکیه و ... بر همین اساس قابل توجیه است. هدف این طرح تکه تکه کردن خاورمیانه و تبدیل آن به موزائیکی از کشورهای کوچک و ضعیف در حال رقابت با یکدیگر است تا از این طریق قدرت کشورهای خاورمیانه به حداقل برسد.

جالب این است که انقلاب های عربی – اسلامی فرصت مناسبی برای قدرت های سلطه گر غربی فراهم آورده است تا از این طریق محور مقاومت اسلامی شامل سوریه، لبنان، عراق و متحدان دور و نزدیک جمهوری اسلامی ایران را تکه تکه و از شکل گیری و تحقق یک قدرت بزرگ اسلامی جلوگیری کنند. هدف این مقاله بررسی طرح تکه تکه کردن خاورمیانه با نگاه به محور مقاومت اسلامی است.


مقدمه
قدرت های بزرگ و سلطه گر همواره به این فکر می کنند که چگونه با مخالفان نظم موجود بین المللی برخورد کنند. وقوع انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال ۱۹۷۹ باعث شد که ایران از متحد درجه یک امریکا در منطقه خاورمیانه به دشمن استراتژیک و بزرگترین برهم زننده نظم امریکایی تبدیل شود. از این زمان قدرت های غربی همه هم و غم خود را به کار گرفتند تا به گونه ای به مقابله با این کشور بپردازند:

ساماندهی و حمایت از گروه‌های مختلف مخالف حکومت جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از کشور، حمایت از جنبش های تجزیه طلبانه در گوشه و کنار ایران، تلاش برای جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی، جدایی محور مقاومت از ایران از مهمترین این اقدامات است.

شاید به جرأت بتوان گفت که وقوع بیداری اسلامی که از شمال آفریقا آغاز شد باعث شده است تا رویای کشورهای غربی به سردمداری امریکا برای منزوی کردن ایران و ضعف تدریجی ایران به ثمر ننشیند و وقوع انقلاب های عربی- اسلامی خواب سردمداران غربی را آشفته نماید. حال که چنین وضعیتی رخ داده است و این انقلاب ها در گوشه و کنار خاورمیانه و شمال افریقا رخ داده است و باعث شده تا متحدان امریکا از این کشور جدا شوند. نتیجه این انقلاب ها در درازمدت می تواند کاهش قدرت امریکا در این منطقه استراتژیک است.

بنابراین بایستی چاره ای اندیشیده شود تا درمرحله اول از وقوع انقلاب در دوستان و متحدان نزدیک امریکا جلوگیری و حتی اگر انقلابی در این منطقه رخ داد به انحراف کشیده شود و در مرحله بعد تلاش شود تا متحدان و دوستان نزدیک ایران را در منطقه که پایه ها و محور مقاومت اسلامی در این منطقه هستند از این کشور جدا و با بحران و فروپاشی روبرو سازند. نمونه این وضعیت را در سوریه، عراق، لبنان و فلسطین اشغالی می توان مشاهده کرد. هدف این پژوهش بررسی طرح بالکانیزاسیون خاورمیانه با رویکرد تکه تکه کردن محور مقاومت اسلامی است.


الف: بالکانیزاسیون خاورمیانه: نظریه ها و رویکردها
واضع اصلی نظریه بالکانیزاسیون خاورمیانه برنارد لوئیس، اندیشمند انگلیسی است. لوئیس استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون است که نزدیک به ۲۰ هزار عنوان کتاب و مقاله درباره خاورمیانه و دنیای اسلام به رشته تحریر درآورده است(۱).

او را تأثیرگذارترین تاریخ‌دانی می دانند که پس از جنگ جهانی دوم در مورد دنیای اسلام و خاورمیانه کار کرده است. برنارد لوئیس یک یهودی طرفدار اسرائیل است که دنیای اسلام و خاورمیانه را به خوبی می شناسد. سال ها در مورد تاریخ این منطقه مطالعه کرده و به آرشیوهای آخرین امپراطوری مسلمین دسترسی داشته و چگونگی اضمحلال آن و در نتیجه فراهم شدن امکان تاسیس کشور مجعول اسرائیل را دقیقا بررسی کرده است.

علاقه او به موضوع تفرقه در دنیای اسلام و زمینه های آن از موضوع رساله دکترای او که بررسی تکوین فرقه اسماعیلیه است کاملا پیداست.فرقه ای که در نوع خود یکی از بزرگترین انشعاب ها و تفرقه های تاریخ امت اسلامی به شمار می رود.

برنارد لوئیس بهتر از هر مستشرق دیگری تاثیر این تفرقه ها و جدایی ها را بر پیکره اسلام و مسلمین می فهمد. از همین روست که نتیجه یک عمر تلاش و مطالعه خود را در طرحی گردآوری کرده است که شاکله آن را بالکانیزاسیون خاورمیانه تشکیل می دهد(۲).



برنارد لوئیس برای اولین بار در نشست سال ۱۹۷۹ اعضای بیلدربرگ در اتریش در مورد طرح خود سخن گفت. او طرح خود را که شامل تجزیه کشورهای خاورمیانه از جمله ایران به کشورهای کوچک قابل مدیریت بود برای سران اقتصادی و سیاسی شرکت کننده در بیلدربرگ ارائه داد(۳).

در این طرح کشورهای خاورمیانه بر اساس بنیان های زبانی، نژادی و منطقه ای تکه پاره می شوند. بر اساس این طرح انگلیس باید از شورش های قومی اقلیت هایی مانند دروزی ها در لبنان؛ بلوچ ها، ترک ها و کردها در ایران؛ علوی ها در سوریه؛ عیسویان در اتیوپی؛ فرقه های مذهبی در سودان؛ قبایل عرب در کشورهای مختلف عربی؛ کردها در ترکیه و ... حمایت کند. هدف این طرح تکه تکه کردن خاورمیانه و تبدیل آن به موزائیکی از کشورهای کوچک و ضعیف در حال رقابت با یکدیگر است تا از این طریق قدرت جمهوری ها و پادشاهی های فعلی تضعیف گردد.

ایران در این طرح اهمیت فوق العاده استراتژیکی دارد. هرگونه تغییر در مرزهای جغرافیایی ایران به راحتی خواهد توانست کشورهای همسایه آن به خصوص عراق، ترکیه و پاکستان را به راحتی بی ثبات ساخته و به پیشرفت طرح برنارد لوئیس برای بالکانیزه کردن دنیای اسلام کمک بزرگی نماید.


ب: تلاش برای تکه تکه کردن محور مقاومت اسلامی
۱- سوریه
پانزدهم مارس ۲۰۱۱ در شهر درعا مرکز استانی به همین نام، ‎به فاصله ۸۵ کیلومتری جنوب دمشق و مرز مشترک با اردن، اعتراضات سوریه با حمله گروهی به مقر حزب بعث، رادیو و تلویزیون، مرکز پلیس و کاخ دادگستری آغاز شد که نتیجه آن بیش از ۱۰۰ کشته و مجروح بود. در نهایت این حادثه منجر به بحرانی ملی در سوریه شد.

با شروع اعتراضات در سوریه پس از دومینوی انقلاب‎‎های عربی فرصت لازم برای قدرت های غربی فراهم شد تا از این طریق بر محور و پاشنه آشیل مقاومت اسلامی یعنی سوریه ضربه لازم را وارد آورند.


این اعتراضات با دخالت‎‎های خارجی به سردمداری عربستان، قطر و ترکیه و حمایت‎‎های پیدا و پنهان کشور‎های غربی به سردمداری امریکا و انگلیس و نهاد‎های بین‎المللی به عنوان ابزار دست قدرت های بزرگ، در جهت ایجاد ناامنی و هرج و مرج با هدف سرنگونی حکومت سوریه و تسویه حساب‎‎های سیاسی و نهایتا تضعیف خط مقاومت مورد استفاده قرار گرفت که سود اصلی آن در نهايت به اسراییل می‎رسید.

آنچه که در اینجا بیشتر باعث نگرانی می شود این است که سوریه از تنوع قومی جدی برخوردار است و ممکن است علوی ها با امکاناتی که در اختیار دارند به یک سمت بروند و سنی ها به سمت دیگر؛ کردها هم که تا حد زیادی وضعیتشان مشخص شده است و تقریبا دارای استقلال نسبی شده اند(۵).

قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای نفوذ در فضای این کشور در حال رقابت با یکدیگر هستند. امریکا به همراه کشورهای اروپایی همچون انگلیس و فرانسه و برخی کشورهای عربی مانند عربستان و قطر و همچنین دولت ترکیه تصمیم گرفته‌اند که دولت بشار اسد را از طریق مسلح کردن مخالفین، اعطای کمک‌های مالی گسترده و نیز حمایت‌های سیاسی از آن‌ها سرنگون کنند زیرا امریکا و دولتهای اروپایی تمایلی به تداوم نفوذ روسیه و جمهوری اسلامی ایران به همراهی چین در این منطقه ندارند و تحولات سوریه را فرصت مناسبی برای بازگشت نفوذ خود و به ویژه فرانسه در سوریه جدید میدانند.

آنها با هر ابزاری می کوشند دولت بشار اسد را سرنگون کنند. برای مثال سلاح این گروه‌های سلفی و تروریست های درگیر در جنگ با دولت قانونی بشار اسد عمدتا از سوی دولت‌های عربی و اروپایی تامین می‌شود و منابع مالی مورد نیاز آن ها نیز اکثرا توسط عربستان و قطر تامین می‌شود. در این بین دولت ترکیه نیز نقش نقل و انتقال این نیروها را بر عهده دارد و بعضی نیاز‌های آموزشی آنان را هم برطرف می‌کند (۶).

بنا به اعتقاد امریکائیان ادامه حیات سوریه کنونی، تهدیدی برای امنیت اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه تلقی می شود به همین خاطر بایستی تکلیف حاکمیت سیاسی کنونی مشخص شود.


در حال حاضر سه جبهه سنگین علیه نظام سوریه شکل گرفته است که البته آمریکا و انگلیسی ها در آن نقشی برجسته ایفاء می کنند:

1.1جبهه نظامی: آموزش نظامی نیروهای مخالف سوریه توسط آمریکایی ها و انگلیسی ها در ترکیه و آشنا نمودن شبه نظامیان سوری و غیر سوری با جنگ الکترونیک با توجه به تجربه آنها در عراق، در کنار تجهیز آنها به ادوات جدید نظامی در جنگ های خیابانی و شهری، جبهه ای سنگین علیه ارتش سوریه گشوده شده است.

2.1- جبهه مخابراتی و الکترونیک: ارائه تکنولوژی لازم به شبه نظامیان مخالفان نظام سوریه توسط آمریکا و انگلیس، چتر حفاظتی ماهواره های آمریکا برای مسلحین، استفاده از امکانات الکترونیک و مخابراتی اردن (با توجه به حاکمیت انگلیسی ها در آن ) و ترکیه.

3.1- جبهه جنگ روانی و تبلیغاتی: در این جبهه هر روزه با پخش برنامه های مختلف ضمن دستور به نافرمانی های نظامی در شهرها و روستاهای سوریه، دعوت به جدایی شخصیت های سیاسی، نظامی، بازرگانان و هنرمندان به منظور فروپاشی داخلی نظام صورت می گیرد(۷). تراکمی از رسانه های غربی که با هر ابزار و روش ممکن، هجمه سنگین تبلیغاتی علیه دولت بشار به راه انداخته اند.


۲- تلاش برای ایجاد ناآرامی و اغتشاش در عراق
از زمان سقوط صدام دشمنان عراق از تنوع و پيچيدگي جامعه عراق بهره برده اند تا به اختلافات قومي در اين کشور دامن زنند. آنها در تلاش هستند تا دولت فعلي عراق به رياست نوري المالکي را با اين ادعا که اين دولت در سيطره شيعيان يا طرفدار ايران است سرنگون و بين سني ها و شيعيان و کردها تفرقه و اختلاف بياندازند.

آنچه مد نظر کشورهای غربی به رهبری امریکا است، این است که با تشدید تنش های قومی و فرقه ای، همان تدابیری را پیاده کنند که در جریان توافقات سایکس ـ پیکو در مورد خاورمیانه و با تقسیم فلسطین در سال ۱۹۴۷ در نظر گرفته بودند.

در اواخر سپتامبر سال ۲۰۰۷م مجلس سنای امریکا طرح تقسیم عراق را به سه منطقه شیعه، سنی و کُرد نشین به عنوان یک راه حل سیاسی برای این کشور به تصویب رساند. این قطعنامه به پیشنهاد ژوزف بایدن، رئیس کمیته روابط خارجی سنا ارائه شده که با ۷۵ رأی موافق و ۲۳ رأی مخالف به تصویب رسید.


نکته ظریف اینجاست که این طرح توسط یکی از نهادهای قانون گذاری امریکایی ارائه شده است. اگر چه این قطعنامه برای کاخ سفید الزام آور نیست، اما آنچه اهمیت دارد، این است که توجهات به سوی تجزیه عراق جلب شده است(۸).

در واقع طرف هاي خارجي براي بيرون راندن احزاب شيعه از قدرت يا حداقل تضعيف آنها سرگرم نقشه کشیدن برای دولت مالکی هستند، اگر دولت بشار اسد در سوريه به دست گروه هاي مسلح سرنگون شود کشور بعدي عراق خواهد بود، در اين صورت با روي کار آمدن يک دولت افراطي قوم گرا در دمشق گروه هاي افراطي جسارت بيشتري پيدا خواهند کرد و نتيجه آن درگيري هاي گسترده قومي در منطقه خواهد بود.

به همین خاطر است که در دسامبر سال گذشته دشمنان داخلي و خارجي مالکي براي سرنگوني وي راهبرد ديگري را شروع کردند، هزاران نفر از ساکنان استان سني نشين انبار عليه مالکي دست به تظاهرات اعتراض آميز زدند، آنها خواستار استعفاي مالکي و لغو قانون ضد تروريسم بودند که از سوی مجلس این کشور برای مقابله با تروریسم و افراط گری تصویب شده بود.

اين اعتراضات مورد حمايت حزب العراقيه به رهبري اياد علاوي، عامل سيا، قرار گرفته است، احمد الالواني يکي از اعضاي اين حزب تظاهرات پر سر و صدايي را در فلوجه به راه انداخت که طي آن تظاهرکنندگان علنا شعارهاي ضد شيعي و ضد ايراني سر دادند(۹).

گروهی از کارشناسان به اقدامات ترکیه برای ایجاد بحران و تنش در عراق مانند آنچه درالنبار رخ داد ظنین هستند، به همین خاطر چند هفته قبل پس از چندین مورد تنش میان بغداد و آنکارا از جمله حمايت ترکيه از عمليات نظامي در سوريه و دخالت فزاينده ترکيه در درگيري هاي قومي و مذهبي، مالکي دستور تجديدنظر در روابط عراق و ترکيه را صادر کرد...

امضاي قرارداد ترکیه با کردستان، به تنش ميان بغداد و کردها بر سر کنترل کردستان و ميادين نفتي دامن زده است، گويي که اين ایالت کشوري مستقل است.

در ماه جولاي اين منطقه بدون اجازه بغداد شروع به صدور نفت به ترکيه کرد که به گفته مقامات عراقي اقدامي غيرقانوني است.

همچنين ترکيه شروع به احداث خط لوله انتقال نفتي در کردستان کرده که از مسيرهاي تحت کنترل دولت بغداد عبور نکند، در اين مورد هم هيچ اجازه اي از دولت عراق گرفته نشد(۱۰).

رجب طیب اردوغان در حمايت از سران حزب "العراقيه" به انتقاد از نوري المالکي پرداخت، همان روزي که داود اوغلو به کردستان سفر کرد اياد علاوي در آنکارا مورد استقبال اردوغان قرار گرفت.

از دیگر کشورهای دخیل در اعتراضات و نا آرامی های اخیر عراق قطر است.

اين کشور در تلاش است تا از فقدان اعتماد در ميان بخشي از مردم عراق که از رژيم قبلي به ارث مانده سوء استفاده و بدین طریق در امور داخلی عراق دخالت کند.


۳- بحران و تنش های اخیر در لبنان

کشورهای غربی که وضعیت حاضر را در سوریه برای تضعیف مقاومت به وجود آورده اند تلاش می کنند از مرز لبنان برای ورود اسلحه به سوریه و ضربه زدن به این کشور استفاده کند. با استقرار امنیت در لبنان نمی تواند این کار را به انجام برسانند لذا تلاش دارند تا تنش و بی ثباتی موجود در سوریه را به لبنان وارد کنند.

شاهد این مدعا این است که حدود دو ماه پیش گارد ساحلی لبنان یک کشتی حامل اسلحه که از لیبی حرکت کرده بود و برای مخالفان بشار اسد در سوریه اسلحه حمل می کرد را در دریای مدیترانه توقیف کرد. قرار بر این بود که این اسلحه ها در ساحل لبنان تخلیه شود و و از طریق لبنان به حمص برود و به دست مخالفان برسد. لذا کشورهای مخالف حکومت بشار اسد برای استفاده بهتر از خاک لبنان به دنبال ناامن کردن این کشور و تشدید تشنج بوده اند(۱۲).

بی شک یک سر ماجرای تمام بحران ها در لبنان به اسرئیل بر می گردد. اسرائیلی که هرگز نمی تواند لبنان با ثبات و قدرتمند را در کنار خود ببیند.


بحران در لبنان اوضاع را از دست دولت مرکزی خارج می کند و زمینه را برای فعالیت های خرابکارانه و ناامنی بیشتر در این کشور فراهم می سازد. کما اینکه جنگ های داخلی ۱۵ ساله ی لبنان این کشور را تا قدرت یابی حزب الله، به شدت در مقابل اسرائیل ضعیف ساخت.

اسرائیل درصدد بود با طراحی برنامه ای به ارسال نیرو از خاک لبنان به سوریه بپردازد. بنابراین در پی آن است تا با ایجاد آشوب و نا امنی در لبنان زمینه این امر را فراهم آورد.

از این رو می توان اسرائیل را جزء حامیان اصلی تغییر دولت در لبنان به شمار آورد. تغییری که برای آن نیاز است تا لبنان به صحنه ای جدید از ناامنی و درگیری داخلی دچار شود.

نگاه سرد عربستان نیز به دولت لبنان از ابتدای تشکیل آن همواره وجود داشته است. بسیاری از کشورهای منطقه در مقابل تشکیل این دولت در لبنان استراتژی دیپلماسی سکوت را ترجیح داده اند.

از طرف دیگر برخی از کشورهای منطقه که تمام تلاش خود را برای سقوط بشار اسد به کار بستند؛ بسیار مشتاق بودند که لبنان نیز در این طرح با آنان همراهی کند.


نتیجه گیری:
غربی ها از هر شیوه ای استفاده می کنند تا به اهداف خود در مناطق گوناگون جهان برسند. این بار با استفاده از طرح بالکانیزاسیون در خاورمیانه تلاش دارند تا در درون کشورهای نزدیک و متحد با ایران اغتشاشات و نا آرامی هایی را شکل دهند و بدین وسیله محورهای مقاومت اسلامی شامل ایران، سوریه، لبنان و در مرحله آخر عراق را از هم دور کنند. نمونه این وضعیت را در سوریه کنونی مشاهده می کنیم.

غربی ها با حمایت کشورهای منطقه ای همچون عربستان، قطر و ترکیه تلاش دارند تا پاشنه آشیل مقاومت اسلامی در جنوب غربی آسیا را از پای در آورند.


برخی منابع :
۱- http://www.sfgate.com/education/article/WASHINGTON-Historian-Starr-Hoover-Institution-۲۴۸۴۲۰۳.php
۲- http://www.tabletmag.com/jewish-arts-and-culture/books/۹۹۱۱۲/bernard-lewis-stubborn-hope
۳- http://www.globalresearch.ca/creating-an-arc-of-crisis-the-destabilization-of-the-middle-east-and-central-asia
۴- http://therearenosunglasses.wordpress.com/۲۰۱۰/۰۲/۰۴/the-bernard-lewis-project
۵- دیپلماسی ایرانی، چهارشنبه ۲۰ دى ۱۳۹۱ ، قابل دسترسی در: http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/۱۹۱۱۳۱۳
۶- علایی، حسین، سوریه، میدان رقابت قدرت های خارجی، قابل دسترسی در: http://khabaronline.ir/detail/۲۶۷۸۶۹/World/middle-east
۷- پرورده، عباس، سوریه و ۱۶ ماه نا آرامی، قابل دسترسی در:http://parvardeh.blogfa.com.
۸- دیلمی معزی، امین، امریکا و بازنگری در مرزهای خاورمیانه، قابل دسترس در: http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/۳۸۱۴/۶۵۱۳/۷۵۲۲۸ .
۹- در پس نا آرامی ها و تنش های اخیر عراق چه می گذرد؟قابل دسترس در: http://www.yjc.ir/fa/news/۴۲۳۶۳۰۹
۱۰- وقتی بعثی ها مجری "طرح خاورمیانه بزرگ" می شوند:قابل دسترس
http://www.shia-online.ir/article.asp?id=۲۷۰۷۸
۱۱- شیخ الاسلام، حسین، سوریه گرفتار بحران داخلی یا تحمیل جنگ خارجی، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱، http://irdiplomacy.ir/fa/page/۱۹۰۲۷۴۱.
۱۲- جریان شناسی بحران در لبنان، ۲۱ آذر ۱۳۹۱، http://didban.ir/fa/mobile/۳۱۴۲
Share/Save/Bookmark