دیپلمات پیشین آمریکایی: آمریکا در کابوس انسانی یمن نقش مستقیم دارد

گزارش موسسه بین‌المللی صلح و اقتصاد: جهان امن‌تر و اروپا ناامن‌تر شده است

نشست فوق العاده وزیران خارجه اتحادیه عرب؛ موضوعات و نتایج

آشتی ملی فلسطین در سایه تنش جدید آمریکایی

آزادسازی ۲ شهرک دیگر در شمال شرق حماه سوریه

تظاهرات یهودیان مخالف نتانیاهو در سرزمین‌های اشغالی

مرکز اسلامی استکهلم؛ یاری‌گر زلزله‌زدگان

کاریکاتور/ تحریف کتب اهل سنت توسط سلفی‌ها

واکنش ها به ادعاهای دبیرکل اتحادیه عرب

گروه های تکفیری 12 بار آتش بس را در سوریه نقض کردند

مخالفت عراق با بندهای مربوط به حزب‌الله در بیانیه اتحادیه عرب

نقض برجام و بدعهدی های آمریکا

تلاش برای ترور ولیعهد عربستان؛ ساختگی یا واقعیت

چرا روسیه قطعنامه آمریکا در مورد سوریه را وتو کرد؟

دیکته عبری برای بیانیه عربی

دستگیری قصاب عرسال توسط ارتش لبنان+تصویر

آزادسازی سه روستا در جنوب استان حلب سوریه+نقشه

سامانتا پاور: عربستان علاوه بر کشتار یمنی‌ها به آنها گرسنگی هم می‌دهد

آمادگی نجف اشرف برای احیای مراسم سالگرد رحلت پیامبر اکرم (ص)

پیام تسلیت عضو جنبش جهاد اسلامی فلسطین به ملت ایران

جمعه ۲۲ آبان ۱۳۹۴ - ۰۲:۴۶
کد مطلب: ۵۶۶۳۱
۴ نظر
داخلی آرشيو مقاله صفحه عراق
جنایت آمریکا در فلوجه عراق گسترده‌تر از هیروشیما
به مناسبت یازدهمین سالگرد فاجعه؛
جنایت آمریکا در فلوجه عراق گسترده‌تر از هیروشیما
شهر فلوجه در ماه نوامبر ۲۰۰۴ شاهد قتل‌عام هزاران زن و مرد و کودک عراقی توسط ارتش اشغال‌گر آمريکا بود. استفاده از سلاح‌های ممنوعه فسفری و شیمیایی در این حمله باعث شد که میزان سرطان خون، تولد نوزادان ناقص و مرگ و میر کودکان بسیار بیشتر از میزانی باشد که از مردم شهرهای هیروشیما و ناگازاکی پس از حملات اتمی سال ۱۹۴۵ منتشر شده است.
جبهه جهانی مستضعفین - ارتش آمريکا از روز ۷ نوامبر حمله‌‌ای را به نام "چرخ فلک فانتوم" به شهر فلوجه آغاز کرد و پس از چند روز بمباران، حملات متعدد و قتل عام مردم بی‌گناه این شهر سطوری دیگر از دفتر جنایات ضد بشری خود را عراق رقم زد.

نوامبر ۲۰۰۴ تعداد زیادی از مسلمانان غیرنظامی کشور عراق در فلوجه با "فسفر سفید" و بمب شیمیایی "ام. کا.۷۷" که از سوی نیروهای نظامی آمریکا به کار گرفته شد سوختند و جریان زندگی‌شان به اتمام رسید؛ اما سکوت مجامع بین‌المللی هم‌چنان ادامه دارد.

در ادامه ابعاد و چگونگی این جنایت را بررسی می‌کنیم:

فلوجه؛ سمبل مقاومت
فلوجه از آغاز حمله آمريکا به عراق سمبل مقاومت عليه اشغالگران بوده است.

چند روز بعد از سقوط بغداد در ماه آوريل ۲۰۰۳، ده‌ها دانش‌آموز اهل فلوجه که برای اعتراض به حضور ارتش آمريکا در مدارس‌شان دست به تظاهرات خيابانی زده بودند، با تيربار مسلسل‌های سربازان آمريکايی کشته شدند.

مردم فلوجه با حملات چريکی متعدد به پايگاه‌های نيروهای آمريکايی از اشغالگران انتقام گرفتند تا اینکه افزايش حملات چريکی به مقرهای آمريکاييان و حمايت وسيع توده‌ای از این حملات، نيروهای آمريکايی را وادار به تخليه فلوجه در اواخر سال ۲۰۰۳ کرد.


مجدداً در ماه آوريل ۲۰۰۴ نيروهای آمريکا به بهانه قتل يک ميسيونر آمريکايی در فلوجه به اين شهر حمله کردند؛ اما اوج‌گيری عمليات شيعیان طرفدار مقتدا صدر در جنوب عراق موجب شد که نيروهای آمريکايی از فلوجه خارج شده و راهی جنوب شوند و در نتيجه شهر فلوجه تحت کنترل کميته‌ای متشکل از رهبران محلی و مذهبی قرار گرفت که با حمايت مردم از ورود نيروهای آمريکايی و نيروهای دولت موقت عراق به شهر جلوگيری می‌کردند.

از آن تاريخ تاکنون ارتش آمريکا همواره در انتظار فرصتی مناسب برای جبران عقب نشينی‌های گذشته و انتقام‌گيری از مردم فلوجه بوده است و همچنان به جنایات خود در این سرزمین ادامه می‌دهد.


قتل عام فلوجه عراق
در تجاوز به شهر فلوجه که در ۴۳ مایلی غرب بغداد قراردارد، یکی از وحشتناک‌ترین جنایات عصر حاضر به وقوع پیوست.

پس از این که مردم شهر در مقابل نیروهایی که رهبریشان را آمریکا بر عهده داشت شروع به مقاومت کردند، واشنگتن دست به یک تنبیه دسته جمعی زد؛ براساس قوانین بین‌المللی جنگ، این اقدام غیرقانونی بود.

نیروی دریایی آمریکا،‌ نخستین بار در آوریل ۲۰۰۴، پس از آنکه ۴ تن از کارکنان شرکت امنیتی آمریکایی «بلک واتر» کشته شده و اجسادشان سوزانده شد، ‌شهر فلوجه را محاصره و بمب‌باران نمودند.

آنها پس از گذشت ۸ ماه مذاکرات به بن‌بست رسیده، سرانجام در ماه نوامبر، به شهر فلوجه یورش برده و با استفاده از حملات توپخانه‌ای و هوایی، مواضع نظامی شورشیان را بمباران کردند و بعدها به استفاده از فسفر سفید در کنار سایر مهمات نظامی، اعتراف کردند.

در روز ۷ نوامبر بعد از هفته‌ها حملات هوايی پراکنده به فلوجه، پل‌ها و جاده‌های مشرف به اين شهر توسط سربازان آمريکايی و انگليسی مسدود شد و از ورود و خروج مردم جلوگيری به عمل آمد.

پس از انسداد مسیر مردم این شهر، بمباران و تيرباران سنگين هوايی بر روی اين شهر محاصره شده و ساکنينش که در دام افتاده بودند شروع شد و در طول روز به طور متوالی ادامه يافت.


در روز اول حمله، بزرگ‌ترين بيمارستان فلوجه که در حاشيه شهر قرار داشت با تانک ويران شد و دکتر "سامی جميلی" که موفق به فرار شده بود به خبرنگاران گفت: "آمريکايی‌ها بعد از به توپ بستن بیمارستان به داخل هجوم آوردند و پزشکان، پرستاران و بيماران را دستبند زده و با خود بردند و با شلیک به یکی از آمبولانس‌ها  دکتری که در آن بود کشته شد."

در حمله به تنها درمانگاه فعال فلوجه در مرکز شهر نيز، همه دکترها و پرستارها غير از دکتری به نام عباس علی، کشته شدند، هدف آمريکایی‌ها از تصرف بيمارستان در همان اول کار اين بود که از فاش شدن تعداد درست کشته‌شدگان و مجروحان جلوگيری کنند؛ زيرا که معمولاً در بيمارستان‌ها می‌توان آمار صحيح‌تری را از تعداد زخمی‌ها و کشته‌شدگان به دست آورد.

دکتر علی اظهار داشت که آمريکايی‌ها در بلندگوهايشان فرياد می‌زدند که مردم از خانه‌هايشان خارج شوند؛ اما به طرف خانه‌ها تيراندازی می‌کردند؛ مردم نمی‌دانستند چه کار کنند، اگر در خانه‌ می‌ماندند بمباران هوايی می‌شدند و اگر بيرون می‌آمدند، تير می‌خورند.

بمباران مستمر يک روز ادامه يافت و سپس در روز ۸ نوامبر بيش از ۱۰ هزار سرباز از جهات مختلف به شهر يورش بردند.

آنان ساختمان‌های دولتی، مدارس، مساجد و خانه‌‌های بمباران شده را برای يافتن بازماندگان جستجو کرده و اغلب اسرا را در همان‌جا تيرباران کردند.

در جریان این جنایات سرتيپ مايکل شاپ، فرمانده نيروهای آمريکايی به سربازانش دستور داد که برای جلوگيری از عمليات انتحاری، به سوی هر عراقی حتی آنان‌که قصد تسليم شدن داشتند، شليک کنند.

پس از بمباران کامل فلوجه نیروهای آمریکایی برای پيدا کردن باقی شهروندان این شهر که زنده مانده بودند، وارد شهر شدند.

فرماندهان آمریکایی در حمله به فلوجه، برای کاهش میزان تلفات نیروهای خود، هیچ محدودیتی از نظر تیراندازی و بمباران اعمال نکردند.

افسران انگلیسی از اینکه هیچ اهمیتی به کشته‌ شدن غیر نظامیان نشان داده ‌نمی‌شد، وحشت‌زده شده‌ بودند. طبق اظهارات سرتیپ «نیجل الوین فاستر»، یکی از فرماندهان انگلیسی که در شهر بغداد در خدمت نیروهای آمریکایی بود، "در نوامبر ۲۰۰۴، طی یکی از عملیات‌های مقدماتی در فلوجه تنها در یک شب، بیش از ۴۰ گلوله توپ ۱۵۵ میلیمتری به بخش کوچکی از شهر،‌ شلیک شد."

يکی از خبرنگاران نيويورک تايمز گزارش داد که در روز ۱۰ نوامبر سربازان آمريکايی برای بيرون راندن يک عراقی که در داخل ساختمانی ۳ طبقه و تنها با يک تفنگ دورزن (Sniper) جلوی پيشرفت نيروها را گرفته بود، اين ساختمان را با بمب‌های ۵۰۰ و ۱۰۰۰ پوندی، ۳۵ توپ (mm ۱۵۵) و ۱۰ خمپاره mm) ۱۲۰) تانک، و بيش از ۳۰ هزار گلوله مسلسل مورد حمله قرار داده و آن را با خاک يکسان کردند.

براساس اعلام هلال احمر ارتش آمريکا به هيچ نيروی امدادی و پزشکی اجازه ورود به فلوجه را نمی‌داد و بوی تعفن اجساد از مسافت دور احساس می‌شد و سگ‌ها از اجساد تغذيه می‌کردند.

مردمی که از بمباران جان سالم به در برده بودند نيز در داخل زباله‌های شهر به دنبال غذا می‌گشتند. 

وقتی در کنفرانس مطبوعاتی روز ۱۵ نوامبر از سرهنگ مايک رگنر در مورد تعداد کشته شدگان سوال شد، جواب داد: "نمی‌دانم؛ حدس زده می‌شود که دشمن حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کشته داده است."

دولت آمريکا در ادامه اعلام کرد که به دليل استفاده از سلاح و تکنولوژی پيشرفته در جريان حمله به فلوجه، غيرنظاميان کشته نشدند؛ اما اين هم ادعای دروغی بيش نبود، زيرا که حتی خبرنگاران همراه ارتش آمريکا نيز گزارش دادند که سربازان آمريکايی بعد از بمباران هوايی شهر، با استفاده از دستگاه‌هايی که حرارت بدن انسان را رديابی می‌کند، هر ساختمانی را که نشانه‌ای از موجود زنده در آن بود با راکت و تانک ويران می‌کردند.


سازمان ديده‌بان حقوق بشر نيز اعلام کرد که بر اساس گزارشات مستند ارتش آمريکا در فلوجه مرتکب جرايم جنگی بي‌شماری شده است؛ به عنوان مثال در روز ۱۱ نوامبر چندين خانواده عراقی که قصد خارج شدن از شهر را داشتند توسط سربازان آمريکايی به زور به داخل شهر برگردانده شدند و يا به عنوان مثال در روز ۱۳ نوامبر (طبق گزارش مستند يکی از خبرنگارهای NBC ) سربازان آمريکايی در يکی از مساجد فلوجه اسرای زخمی را اعدام کردند.(+)

«بلال حسین» یک عکاس عراقی خبرگزاری آسوشیتد پرس، که در سال ۲۰۰۴ در فلوجه بود، آمار تکان‌دهنده‌ای را از قتل عام‌ها ارائه کرده است: هنگامی‌که سربازان آمریکایی شلیک گلوله مستقیم به سمت خانه‌ها را آغاز کردند ... من ماندن در خانه را خطرناک دانستم و تصمیم گرفتم در مسیر رود فرات به سمت غرب فلوجه فرار کنم». او گفت: «من واقعاً فکر نمی‌کردم. ناگهان، به جایی رسیدم که چاره‌ای به جز شنا کردن نداشتم... اما نظرم تغییر کرد زمانی که دیدم بالگردهای آمریکایی مستقیماً به سمت افرادی را که برای عبور از رودخانه تلاش می‌کنند، شلیک می‌کنند.

یک خانواده پنج نفره در حال تلاش برای عبور از رودخانه به ضرب گلوله کشته شد و من با دست خود فردی را هنگام تلاش برای فرار کشته شده بود، در ساحل رودخانه دفن کردم... من تا دو ساعت در امتداد رودخانه پیاده روی کردم و هنوز هم آمریکایی‌هایی را می‌دیدم که آماده شلیک به هر فردی بودند که ممکن بود در رودخانه در حال شنا باشد؛ اما من بسیار خوش شانس بودم که از شر تک تیراندازان نجات پیدا کردم.»


مقایسه بمباران فلوجه با بمباران اتمی هیروشیما
شهر «فلوجه» عراق هم‌چنان از مصیبت‌های وارده پس از اشغال اواخر سال ۲۰۰۴ رنج می‌برد.

شاید باورکردنی نباشد اما نتایج مطالعات که در «روزنامه بین‌المللی مطالعات محیطی و بهداشت عمومی» (IJERPH) منتشر شد، نشان می‌داد میزان ابتلای مردم شهر فلوجه به معضلاتی چون انواع سرطان، به خصوص سرطان خون، تولد کودکان ناقص و مرگ و میر کودکان بسیار بیشتر از میزانی است که از مردم شهرهای هیروشیما و ناگازاکی پس از حملات اتمی سال ۱۹۴۵ منتشر شد.

در تجاوز به شهر فلوجه که در ۴۳ مایلی غرب بغداد قراردارد، یکی از وحشتناک‌ترین جنایات عصر حاضر به وقوع پیوست؛ پس از این که مردم شهر در مقابل نیروهایی که رهبریشان را آمریکا بر عهده داشت شروع به مقاومت کردند، واشنگتن دست به یک تنبیه دسته جمعی زد که براساس قوانین بین‌المللی جنگ اقدامی غیرقانونی بود.

در نتیجه تحقیقی که با عنوان: "سرطان، مرگ و میر نوزادان و نسبت جنسیتی تولد در فلوجه عراق در سال‌های ۲۰۰۵ تا سال  ۲۰۰۹ توسط دکتر «باسبی»، «مالک حمدان» و «انتظار عریابی» به همراه یک تیم تحقیقاتی دیگر از ۷۱۱ خانه و ۴۸۴۳ تن از ساکنان این شهر انجام شد آماری از جنایات آمریکا در فلوجه به دست آمد که میزان ابتلا به سرطان پس از اشغال شهر یعنی در طول ۵ سال، چندین برابر شده و از همه مهم‌تر، نوع سرطان‌هایی که مردم به آن مبتلا شده‌اند درست شبیه مواردی است که بازماندگان بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی به آن مبتلا شدند.

در میان ساکنان فلوجه، میزان ابتلا به سرطان خون ۳۸ برابر، تولد همراه با سرطان ۱۲ برابر و سرطان سینه ۱۰ برابر بیشتر از به ترتیب کشورهای مصر، اردن و کویت شده است.

افزایش شدید غدد لنفاوی و تومورهای مغزی در میان افراد بالغ نیز از جمله مواردی است که در گزارش نهایی این گروه تحقیقاتی به آن اشاره شده است.

میزان مرگ و میر کودکان هنگام تولد نیز در این شهر ۵ برابر کشور مصر و اردن و این میزان پس از سال ۲۰۰۵ بیش از ۸ برابر شده است؛ در فلوجه هم‌چنین از ۱۰۰۰ کودک ۸۰ نفر مرده به دنیا می آیند و یا بلافاصله پس از تولد می‌میرند.

در این بین تناسب جنسیتی شهر نیز به شدت به هم ریخته به طوری‌که از سال ۲۰۰۵ به این سو میزان تولد پسر ۱۸ درصد کاهش یافته است؛ در جوامع سالم به ازای ۱۰۰۰ دختر ۱۰۵۰ پسر متولد می‌شود؛ اما اکنون در شهر فلوجه در مقابل هر ۱۰۰۰ دختر تنها ۸۶۰ پسر به دنیا می‌آیند.

به هم ریختگی تناسب جنسیتی از جمله شاخص‌هایی است که نشان‌دهنده صدمات ژنتیکی است و این وضع نیز بسیار شبیه اوضاعی است که مردم هیروشیما و ناگازاکی پس از حملات اتمی آمریکا به ژاپن به آن مبتلا شدند.


پروفسور «باسبی» از استادان مطرح علوم زیستی در دانشگاه Ulster و یکی از اعضای این گروه تحقیقاتی در خصوص وضعیت فوق می‌گوید: «نتایج به دست آمده حاکی از وضعیت فوق‌العاده خطرناکی است؛ اوضاع هشداردهنده است. برای ایجاد چنین وضعی، تغییرات ژنتیک گسترده‌ای نیاز است که احتمالاً این تغییرات پس از سال ۲۰۰۴ ایجاد شده است.(+)


درخواست از سازمان ملل برای تحقیق در مورد بمباران فلوجه
در اکتبر سال ۲۰۰۹ چند پزشک عراقی و انگلیسی با نوشتن یک نامه به سازمان ملل، انجام تحقیقات در مورد افزایش بیماری‌های مربوط به تشعشعات اتمی در شهر فلوجه را خواستار شدند.

در این نامه آمده بود: «زنان جوان در فلوجه به خاطر افزایش میزان تولد کودکان ناقص بدون سر، با دو سر، یک چشم در پیشانی، قطع عضوی و... از بچه‌دار شدن به شدت وحشت دارند.

نوجوانان فلوجه نیز اکنون در حال تجربه سرطان‌های مخوفی هم‌چون سرطان خون و... هستند.

«در سپتامبر ۲۰۰۹ بیمارستان عمومی فلوجه ۱۷۰ کودک تازه متولد شده داشت که ۲۴ درصد آنها در همان هفت روز نخست تولدشان از دنیا رفتند، ۷۵ درصد این کودکان مرده و ناقص‌الخلقه به دنیا آمده بودند.


پزشکان در فلوجه، به خصوص تأکید کردند که نه تنها به طور بی‌سابقه‌ای شاهد تولد کودکان ناقص بوده‌اند؛ اما آنچه بیش از هر چیزی هشدار دهنده است این است که پزشکان فلوجه گفته‌اند: تعداد قابل ملاحظه‌ای از کودکان که ابتدا سالم به نظر می‌رسند، به مرور زمان خود را آماده تحمل معلولیت‌های وحشتناک جسمی می‌کنند. (+)


‌مستند "فلوجه؛ قتل عام خاموش"
شبکه تلويزيونی "رای" ايتاليا در برنامه‌ای مستند به گوشه‌هايی از جنايات نظاميان آمريکايی در فلوجه عراق پرداخت، گزارشی که توجه بسياری از خبرنگاران مستقل را به بازماندگان اين جنايات جلب کرد.

این مستند یکی از معدود آثاری است که در نوامبر ۲۰۰۵ در سالگرد فاجعه انسانی فلوجه در ایتالیا توسط ماهواره دولتی این کشور بر روی آنتن شبکه تلویزیونی RAI در برنامه اخبار ۲۴ پخش شد و جنجالی به پا کرد.

بر اساس اين گزارش کشتار غير نظاميان‌ فلوجه با دستور جرج بوش انجام شد که بر اساس‌ آنچه در اين مستند آورده شده است، نظاميان آمريکايی که در اين کشتار دست داشتند آن را تأييد کردند.

از جمله موارد طرح شده در مستند "قتل عام خاموش" استفاده نيروهای آمريکايی از "ناپالم" ارتقاء يافته و "فسفر سفيد" بود که باعث تبديل انسان‌ها در شعاع ۱۵۰ متری انفجار به فسيل‌های قهوه‌ای و تبديل پوست بدن آنان به چرم خشک و چسبيدن آن به استخوان‌ها شده بود.

نظاميان آمريکايی در اين مستند به کشتار غير نظاميان اعتراف کردند در حالی‌که رسانه‌ها از طرح و پوشش اين مسائل در آن زمان منع شده بودند.

"فلوجه؛ قتل عام خاموش" با نقل اظهاراتی از شاهدانی چون سربازان سابق آمریکا، ساکنان سالم مانده فلوجه و تعدادی از پزشکان و هم‌چنین با استفاده از معدود عکس‌ها و تصاویری که از فلوجه باقی‌مانده از ادعای خود حمایت کرد و این در حالی‌ بود که وزارت امور خارجه ایالات متحده و سفارت آمریکا در ایتالیا برای انکار آن تلاش می‌کردند.


سفیر آمریکا در رم در همان سال استفاده از فسفر سفید در نبرد فلوجه را تکذیب نمود؛ اما سازمان‌هایی مانند «گروه تحقیق و اطلاعات صلح و امنیت» (GRIP) شهادت‌های مشابهی با آنچه در فیلم نشان داده شده ارائه دادند.

این مستند نشان داد که فسفر سفید بطور گسترده در شهر فلوجه عراق مورد استفاده قرار گرفته و باعث ایجاد جراحات وحشتناکی بر روی غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان شده است و پیکر سوخته زنان و کودکان که عمیقاً توسط فسفر سفید آسیب دیده بودند، بطوری‌که در برخی موارد تنها اسکلت و استخوان‌های بدن این کشته‌گان باقی مانده بود.

یک سرباز سابق ایالات متحده در این مستند و در مصاحبه با کارگردان می‌گوید: «من شنیدم که خطاب به ما فرمان "مراقب باشید" صادر شد؛ زیرا در همان زمان فسفر سفید در فلوجه مورد استفاده قرار گرفت.

این سرباز آمریکایی ادامه می‌دهد: «من بدن سوخته زنان و کودکان را دیدم؛ فسفر سفید منفجر می‌شد و تلی از جنازه را تشکیل می‌داد؛ در چنین شرایطی هر کسی که در شعاع ۱۵۰ متری انفجار این بمب‌ها بود، هیچ امیدی برای زندگی نداشت.

در مستند "فلوجه؛ قتل عام پنهان" یک زیست‌شناس اهل فلوجه "محمد طارق آل‌دراجی" نیز می‌گوید: باران آتش به شهر آمد و مردم هراسان، هدف قرار گرفتند؛ ما مردم را مرده و با آسیب‌های عجیب و غریب، اما با لباس‌های سالم و دست نخورده پیدا می‌کردیم.

شواهد مستند "فلوجه؛ قتل عام پنهان" هم‌چنین نشان می‌دهد نیروهای ایالات متحده از فسفر سفید در یک مقیاس گسترده و بدون توجه به سکونت غیرنظامیان، بر شهر ریختند و غیرنظامیان در حالی قتل عام شدند که برخی از آنان در خواب بودند.

یک گزارش دردآور دیگر در این مستند وجود دارد که اثبات می‌کند نیروهای ایالات متحده در طول درگیری در فلوجه از MK۷۷ نوعی بمب شیمیایی آتش‌زا با اثر تخریبی فوق‌العاده بر روی غیرنظامیان (بدون لباس محافظ) که در طول جنگ ویتنام توسط آمریکا استفاده شده بود، به کار بردند.

استفاده از فسفر سفید و بمب شیمیایی آتش‌زا MK۷۷ در جنگ‌ها از سوی کنوانسیون‌های سازمان ملل متحد ممنوع شده است و ایالات متحده در سال ۱۹۹۷ کنوانسیون سلاح های شیمیایی را امضاء کرده است.

یک روزنامه‌نگار ایتالیایی جولیانا سرنا (Giuliana Sgrena) که چند ماه پس از جنایت فلوجه در عراق گروگان گرفته می‌شود، در طول این مستند می‌گوید: «من شواهدی از استفاده نیروهای آمریکایی از فسفر و بمب آتش‌زا در عراق را توسط چند پناهنده که در فلوجه زندگی می‌کردند، جمع آوری کرده بودم و قصد داشتم آن‌ها را در سراسر جهان منتشر کنم، اما ربایندگان من نمی‌خواهد اجازه این کار را به من بدهند.»(+)


انتشار فاجعه فلوجه در رسانه‌های جهان
بعد از شکست فاحش آمریکا در جنگ ویتنام بود که سیاستمداران ایالت متحده همراه با محققان اجیر شده‌شان و با درس‌گیری از دستگاه تبلیغاتی هیتلری به این نتیجه رسیدند که برای پیروزی در جنگ‌های آینده می‌باید افکار عمومی را مهار نموده و تا آن‌جا که امکان دارد باید افکار عمومی جهان را ار خرابی‌ها و کشتار مردم به دور نگه داشته و جلوی درز کردن اخبار کشتار مردم بی‌دفاع را تا آن‌جا که امکان دارد گرفت؛ لذا از همان شروع حمله نظامی به عراق نهایت سعی خود را برای محار و سانسور اخبار و از درز فیلم‌هایی از صحنه‌های دلخراش جنگ و کشتار مردم بی‌دفاع به صفحه تلویزیون‌ها جلوگیری کرد.

آمریکا قبل از شروع جنگ برای محار و سانسور هر چه بیشتر و کانالیزه کردن اخبار وسرپوش گذاشتن روی جنایات جنگی به این نتیجه رسیدند که اخبار و فیلم‌های خبرنگاران بایستی قبل از پخش از صافی پنتاگون بگذرد و مقوله خبرنگاران همراه را اختراع نمودند، از آنجایی‌که شرکت‌های رسانه‌‌ای دنبال سود هر چه بیشترند رسماً سانسور دولتی را قبول نمودند و حاضر شدند که اخبار جنگ را نه آنطور که اتفاق می‌افتد بلکه آن‌گونه که پنتاگون و نیروهای ارتش صلاح می‌دانند به مردم جهان تحت عنوان اخبار جنگ مخابره نمایند و در این راستا تعداد زیادی خبرنگار که حاضر به تن دادن به این ننگ نبودند توسط نیروهای آمریکایی یا هنگام فیملبرداری کشته شدند و یا مقر آنها عمداً بمباران شد و یا دستگیر و فیلم‌های تهیه شده آنان را نگه داشتند که مبادا جنایاتشان برملا گردد.

شرکت‌های رسانه‌ای آمریکایی و غربی طبق روال همیشگی با تمام قوا تا آنجا که توانستند چه در تلویزیون‌ها و چه در روزنامه‌ها، واقعیت‌ها را وارونه جلوه دادند، بطوری‌که حتی یک مورد هم در روزنامه‌های بزرگ آمریکایی دیده نشد.

متأسفانه رسانه ‌های دیگر کشورها نیز خبرهای خود را از روی اخبار و گزارشات شرکت‌های رسانه‌ی آمریکایی رونویسی می‌کنند و یک جانبه‌گری، وارونه جلوه دادن وقایع در رسانه‌ای غربی در رابطه با فلوجه تبدیل به یک ترند و شیوه کاری شده است.

در ادامه سعی می‌ شود که مروری هر چند کوتاه و اجمالی بر نوشته‌ها و یا بیانات بعضی از رسانه‌ها کنیم تا معلوم شود که ادعاهای بی طرف بودن آنها تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته و دارد.

- براساس گزارش میدیا آن‌لاین، تلویریون کانال ۱ بی بی سی در ساعت ۱ بعد ازظهر روز ۸ نوامبر از قول خبرنگار خود در عراق چنین گزارش می‌دهد: " ایاد علاوی نخست وزیر عراق امروز به نیروهای آمریکایی در عراق اختیار تام داد که فلوجه را از نیروهای تروریست پاک کنند".

بی بی سی عملاً به بینندگان خود دروغ می‌گوید چرا که اولاً علاوی نخست وزیر عراق مهره‌ای منتخب و سرسپرده سازمان سیا بود، کسی که خود می‌گوید: "افتخار می‌کنم که با سازمان سیا همکاری داشتم" و در ثانی این شبکه ادامه می‌دهد که: "نخست وزیر موقت عراق گفت که ما به زودی فلوجه را از تروریست‌ها پاک خواهیم کرد، ما دنبال تروریستها هستیم، ما دنبال هیچ‌کس نیستیم، همه مردم عراق بخصوص مردم فلوجه از ما می‌خواهند که قانون را در فلوجه بر قرار کنیم".

- یکی دیگر از خبرنگاران بی بی سی پوول وود که تحت عنوان "حبرنگاران همراه" با نیروهای دریایی آمریکاست ضمن نشان دادن فیلم اشغال بیمارستان بزرگ فلوجه اعلام می‌کند که: " نیروهای شورشی در اینجا بدون هیچ مقاومتی و بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم شدند".

جلوه دادن اشغال بیمارستان که خود بر علیه همه موازین بین‌المللی است بعنوان مقر نظامی خود نشان‌دهنده شیوه برخورد شرکت‌های رسانه‌ای به وقایع است.

واقعییت این است که بیمارستان تنها مکانی است که می‌توانست عمق هر چه بیشتر جنایات جنگی نیروهای آمریکایی را با اعلام تعداد کشته‌ها و زخمی‌های غیر نظامی بر ملا نماید به‌ همین خاطر بیمارستان اولین مکانی است که مورد حمله قرار می‌گیرد و خبرنگاران همراه، شرکت‌های رسانه‌ای هم با دو پهلو خبر دادن اشغال بیمارستان نهایت سعی خود را می‌نند که علت اصلی این اشغال که همانا سر پوش گذاشتن روی تعداد کشته‌ها و زخمی‌های غیر نظامی است، از انظار عمومی جهان با وارونه جلوه دادن واقعییت بدور نگه دارند. 

- ژنرال تامی فرانک فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در عراق در جواب سؤالی در مورد تعداد کشته‌های غیر نظامی عراقی می‌گوید: " کار ما شمارش کشته‌ها نیست"، خوب معلوم است زمانی‌که شمارش کشته‌‌های غیر نظامی به مذاق سردمداران آمریکایی خوش نباشد هر کس و یا هر مقامی که دست به شمارش بزند و هر کس و مقامی که آنها را گزارش کند از جانب این آقایان "مرکز تبلغات ضد آمریکایی" و یا "تبهکار" قلمداد می‌شود و واضح ست که این‌گونه افراد و یا مقامی که دست به این اقدامات بزنند بایستی که مجازات شوند.

- سایت اینترنتی رادیو ۴ بی بی سی در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۰۴ در گزارشی تحت عنوان "حل مشکل در فلوجه" از قول گزارشگر خود، چنین می‌نویسد: " صدای آتش‌بار اتوماتیک نیروهای آمریکایی در حال پیشروی به سوی دروازه شهر فلوجه، همراه با صدای جنگنده‌های هوایی در تمام طول شب درفضای شهر ادامه داشت." 

گزارشگر بی بی سی از بردن اسم بمباران خودداری می‌کند و در تمام این گزارش حتی یک مورد هم پیدا نمی‌شود که اسمی از بمباران آورده شود.

براستی باید از این گزارشگر سؤال نمود که جنگنده‌های آمریکا تا صبح چرا در حرکت بودند مگر کاری جز بمباران این شهر انجام می‌دادند؟ گزارش ادامه می‌دهد: " آنان (نیروهای امریکایی) با یک پیروزی برق‌آسا در تمام عراق، بطور سریع دست بکار بازسازی ملی و برقراری صلح شدند"؛ واقعاً که کلمات و مفاهیم معانی خود را کاملاً از دست داده‌اند و گر نه چگونه ممکن است فردی متعلق به این کره خاکی بوده، و اشغال نظامی عراق، و کشتار هزاران نفر از مردم بی‌گناه را بر قراری صلح قلمداد کند و از بین بردن شهرهای عراق توسط بمب‌های آمریکایی و متحدانش را بازسازی ملی بخواند.

- واشنگتن پست درتاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۳ از قول دونالد رامزفلد می نویسد: " قصد ما در عراق بارسازی ملی نیست؛ ماموریت ما کمک کردن به عراقی هاست تا خود بتوانند مملکت خود را بازسازی نمایند"؛ ولی خبرنگار"بی طرف" بی بی سی نهایت سعی را می‌کند تا بدین طریق بتواند روی جنایات ارتش آمریکا و متحدانش از جمله انگلستان در عراق سرپوش بگذارد و کشتار مردم و خرابی‌های ایجاد شده را زیر پوشش "بازسازی ملی" مدفون نماید.

در جای دیگر این گزارش آمده است که: " راکت‌های شورشیان در چند مورد در طول روز، نیروهای دریایی را درمقر پیشروی ما مجبور به تلاش برای پیدا نمودن پناهگاه می‌کند" این است نتیجه سرمایه‌گذاری پنتاگون روی خبرنگاران همراه، چنانکه ایشان ازلفظ "مقر پیشروی ما" استفاده می‌کند و بدین طریق خود را جزیی از نیروهای ارتش قلمداد می‌‌کند و یا اینکه نیروهای ارتش آمریکا را خودی قلمداد می‌کند و پر واضح است که گزارش تهیه شده تا آنجا که امکان داشته باشد بایستی که روی جنایات نیروهای خودی سرپوش بگذارد.

از این گذشته در این گزارش چنان وانمود می‌شود که این شورشیان هستند که مرتب برای سربازان "حافظ صلح" آمریکا ایجاد مزاحمت می‌کنند طوری‌که آنان برای نجات جان خود باید دنبال پناهگاه بگردند.

در این گزارش حتی یک کلمه در مورد استفاده بمب‌های ممنوعه ناپالم و هسته‌ای (اورانیم ضعیف شده) و خرابی‌های حاصل ار آنها توسط نیروهای ارتش آمریکا سخن به میان نیاورده و چنان وانمود می‌کند که نیروهای دریایی آمریکا تمام وقت خود را باید صرف نجات جان خود از دست شورشیان کنند.

- پوول وودز گزارشگر بی بی سی همراه گردان ۱ از دسته ۸ نیروی دریایی آمریکا در مقاله ای تحت عنوان "شکار شیطان در جهنم فلوجه" در سایت اینترنتی این شبکه در تایخ ۱۵ دسامبر ۲۰۰۴ ضمن بر شمردن رشادت‌های بسیار و مشکلات عدیده نیروهای آمریکا می‌نویسد: "سربازهای نیروی دریایی به آن قصر آپاچی می‌گویند، چرا که هر طرف نظر بیندازی صدای گلوله‌ای که ما را هدف دارد شنیده می‌شود".

وی ادامه می‌دهد: " من با حالتی عصبی از سرهنگ برندل سؤال کردم،سرهنگ وضعیت ما چگونه است؟ سرهنگ جواب داد خوب است؛ دشمن با پای خود به طرف ما می‌آید و ما آنان را نابود می‌کنیم."

پوول وودز مقاله خود را با این جمله به پایان می‌برد: "سربازان نیروی دریایی تعداد بی‌شماری جسد که در بیشتر مواقع توسط سگ‌های ولگرد تکه پاره شده بودند در خیابان‌های اطراف مشاهده کردند؛ اما همه اجساد حتی این کودک ۱۰ساله "جنگجو" متعلق به شورشیان هستند"؛ جالب است که این خبرنگار بی بی سی هم در نهایت "بی‌طرفی" نیروهای ارتش آمریکا را خودی قلمداد می‌کند.

- لوییس آربور رییس حقوق بشر سازمان ملل در رابطه با نقض تمامی قوانین بین المللی توسط ارتش امریکا درفلوجه می‌گوید : " نقض کلیه قوانین انسانی و حقوق بین الملل، کشتار عمدی مردم عادی، حمله و استفاده بی اندازه نظامی، و کشتار افراد زخمی ... می‌باید مورد تحقیق قرار بگیرد"

و در رابطه با حمله نظامی ارتش آمریکا به بیمارستان فلوجه و تسخیر آن توسط نیروهای آمریکایی پرفسور مارجوری کوهن استاد حقوق دانشکده حقوق توماس جفرسون، می‌گوید:" حمله و اشغال بیمارستان عمومی شهر فلوجه توسط نیروهای ارتش آمریکا در دقایق اولیه اشغال این شهر و ممنوعیت و اجازه ندادن به پزشکان و آمبولانس برای وارد شدن به مرکز شهر برای کمک‌رسانی به زخمی‌ها چیزی جز نقض آشکار کنوانسیون ژنو نیست"؛ ولی شرکت‌های رسانه‌ای در راستای خدمت به جنگ‌افروزان کاخ سفید سعی در وارونه جلوه دادن واقعیت دارند.

به راستی حمله و بمباران و ویران نمودن شهر فلوجه توسط ارتش آمریکا را فقط می‌توان با حمله ارتش نازی و بمباران شهر ورشو در سال ۱۹۳۹ و یا شهر رتردام در ماه مه ۱۹۴۰ مقایسه نمود.


- رولف پتر در روزنامه نیویورک پست، مرداک صاحب تلویزیون فاکس در مقاله‌ای سران ارتش آمریکا را نصیحت کرده و می‌نویسد: "..... طاعون فناتیسم را نه بخاطر ثابت نمودن این امر به مردم عراق که ما اجازه نمی دهیم که تروریستها آنها را به اسارت در آورند باید از بین ببریم ، بلکه ما باید بطور خیلی واضح نشان دهیم که هیچ نیرویی قادر نیست که ارتش آمریکا را بترساند یا شکست دهد، ما باید هزینه آن را قبول کنیم حتی اگر منجر به گسترش خرابی‌های زیاد گردد.

-روزنامه باصطلاح لیبرال "دتروید فری پرس" پا را از این هم فراتر گذاشته و می نویسد که : " .... کمر شورشیان را باید شکست... اگر هزاران نفر از آنان در فلوجه کشته شوند، نیروهای شورشی دردیگر نقاط عراق درس خواهند گرفت و به این نتیجه می‌رسند که مقاومت هیچ فایده‌ای ندارد....".(+)

- رسانه‌های جمعی کانادا در روزهايی که فلوجه بر سر ساکنينش ويران می‌شد، زودتر از سال‌های قبل جشن و پايکوبی ايام کريسمس را شروع کردند.

- رسانه‌های آلمان به برگزاری پانزدهمين سالگرد سقوط ديوار برلين و انتخابات پرداختند، اگر هم اينجا و آنجا خبر کوتاهی در مورد فلوجه داده مي‌شد، همراه با تبليغات آمريکايی و بدون تحليلی واقعگرايانه و افشای جنایات امپرياليسم در عراق بود.

فقط در برخی از روزنامه های مختلف جهان، کشتار مردم فلوجه به درستی به عنوان حمله ارتش آمريکا به مردم بی گناهی که در مقابل اشغالگران مقاومت کرده بودند، تفسير شد. اما اين مقالات محدود در انبوه تبليغات امپرياليستی گم شده و تأثير چندانی در جامعه نگذاشتند.

با توجه به این نکته که شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌های جریان اصلی در آمریکا به ندرت به حوادث جنگی می‌‌پردازند که می‌تواند منجر به انتقادات بین‌المللی از این کشور شود، اما گاهی اوقات انتشار این گزارشات در روزنامه‌های آمریکایی هم اجتناب ناپذیر است.

- روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۱۶ نوامبر سال ۲۰۰۴ در گزارشی نوشت: « با توجه به تصاویر تلویزیونی که روز دوشنبه منتشر شد، نیروی دریایی آمریکا یک زندانی عراقی غیر مسلح را که به ظاهر زخمی هم بوده، در یک مسجد در فلوجه کشته است. این تیراندازی در روز شنبه توسط خبرنگار دیگری [از ان بی سی نیوز] منتشر شد که این بار سه زندانی زخمی را در مسجد نشان می‌داد که به ضرب گلوله تفنگداران دریایی آمریکا کشته شده بودند.

- در همان زمان «واشنگتن پست» هم این حادثه را گزارش داد، اما اکنون در آرشیو آن وجود ندارد. در این مقاله کشته شدن یک عراقی زخمی توسط یک تفنگدار دریایی آمریکایی در فلوجه، توسط فرمانده نظامی آمریکا در عراق «حادثه غم انگیزی» توصیف شد؛ حادثه‌ای که در آن زمان کانال‌های ماهواره‌ای عربی هر نیم ساعت یک بار به آن می‌پرداختند.

در حالی که شبکه‌های آمریکا از پخش فیلم اصلی تیراندازی اجتناب می ورزیدند، شبکه های عربی از جمله الجزیره، تمام حادثه را به طور کامل پخش کردند. »

 اما در این میان روزنامه دیلی تلگراف انگلیس و همتای استرالیایی آن، «سیدنی مورنینگ هرالد»، خوانندگان خود را با مقاله ای در نوامبر ۲۰۰۴ متحیر کرد که به روان پریشی سربازان آمریکایی پرداخته بود که از جنازه‌ها هم انتقام می‌گرفتند.

آن گزارش به یک گروهبان روانی به نام «آنیت» پرداخته بود که فریاد می‌زد: «ارزیابی از جنگ چیست... هیچ. من همه را کشتم . من شغلم را دوست دارم. »

همانطور که من در ۱۸ نوامبر سال ۲۰۰۴ نوشتم: «او کار خود را دوست دارد؟ او کشتار مردم را دوست دارد؟ آیا این واقعیت دارد؟ آیا او یک انسان واقعی است؟ آیا می‌توان او را یک انسان خواند؟ من برای ۳۶ سال یونیفورم ارتش را به تن داشتم و در سه مکان خدمت می کردم: قبرس، جزیره بورنئو در مالزی و ویتنام. اما در طول کل خدمت خود هرگز نشنیدم که یک سرباز بگوید کشتار مردم را دوست دارد! حتی باید بگویم گفتن چنین چیزی در میدان جنگ، عجیب و غریب است. اگر کسی گفته بود که کشتن مردم را دوست دارد، سریعاً به تیم روان‌شناسی معرفی می‌شد و اطمینان حاصل می‌شد که از ارتش خارج شده و در یک بیمارستان تحت درمان فشرده قرار گرفته تا سلامت خود را باز یابد.

اما گروهبان «آنیت» و بقیه قاتلان مجنون در فلوجه هم‌چنان به عنوان قهرمان در نظر گرفته شده و از هر گونه تحقیقات جنایات جنگی مصون نگاه داشته شده‌اند.(+)

آمريکايی‌ها پس از يک دوره انکار استفاده از بمب‌های فسفری، اعتراف کردند که بر فراز برخی ساختمان‌های مسکونی اين بمب‌ها را انداخته‌اند و خبرنگاران مستقل نیز از آمار بالای تولد کودکان معلول در فلوجه به نسبت ساير شهرهای عراق گزارش‌هايی تهيه کردند ولی هيچ‌کدام نتوانستند مدرکی منتشر کنند که مواد مورد استفاده آمريکايی‌ها را در این تراژدی نشان دهد و در نهایت مردم فلوجه در رسانه‌ها طرفداران تروريسم و ضدغربی معرفی می‌شوند.(+)

شهر فلوجه در ماه نوامبر ۲۰۰۴ شاهد قتل عام هزاران زن و مرد و کودک عراقی توسط ارتش امپرياليستی آمريکا بود، اين وحشی‌گری در تاريخ جنايات بی‌شمار شیطان بزرگ ثبت شده و هيچ‌گاه فراموش و بخشيده نخواهد شد؛ آنچه که در فلوجه رخ داد جنگ دو ارتش درگير نبود، بلکه تجاوز نظامی ارتش بزرگ‌ترين قدرت امپرياليستی جهان به مردمی بی‌دفاع و قتل عام اهالی محاصره شده بود.

در قبال این جنایت جنگی وحشتناک کاری هم انجام نشد، نیروهای آمریکایی هیچگاه حتی برای بارزترین موارد نقض کنوانسیون ژنو مورد محاکمه قرار نگرفتند و به همین دلیل است که ارتش آمریکا در سراسر عراق و در بسیاری دیگر از کشورهای جهان منفور دانسته می‌شود و این مدعیان دروغین حقوق بشر هم‌چنان به جنایات جنگی خود در عراق، سوریه، یمن و دیگر مناطق جهان ادامه می‌دهند.

برخی منابع:

http://www.khorasannews.com/mobile/News.aspx?id=۴۲۳۷۹۲۱&type=۱&year=۱۳۹۱&month=۲&day=۱۶
http://onib.ir/News/Item/۱۵۶۳۷/۲۶/%DA%۸۶%D۹%۸۶%D۸%AF-%DA%AF%D۸%B۲%D۸%A۷%D۸%B۱%D۸%B۴-%DA%A۹%D۹%۸۸%D۸%AA%D۸%A۷%D۹%۸۷-%D۸%A۷%D۸%B۲-%DB%۸C%DA%A۹-%D۹%۸۲%D۸%AA%D۹%۸۴-%D۸%B۹%D۸%A۷%D۹%۸۵-%D۹%BE%D۹%۸۶%D۹%۸۷%D۸%A۷%D۹%۸۶--%D۸%AD%D۸%B۶%D۹%۸۸%D۸%B۱-%D۸%B۴%DB%۸C%D۹%۸۵%DB%۸C%D۸%A۷%DB%۸C%DB%۸C-%D۸%A۲%D۹%۸۵%D۸%B۱%DB%۸C%DA%A۹%D۸%A۷-%D۸%AF%D۸%B۱-%D۹%۸۱%D۹%۸۴%D۹%۸۸%D۸%AC%D۹%۸۷-%D۸%A۸%D۹%۸۷-%D۸%B۱%D۹%۸۸%D۸%A۷%DB%۸C%D۸%AA-%D۸%AA%D۸%B۵%D۹%۸۸%DB%۸C%D۸%B۱.html
http://www.jamaran.ir/fa/n۹۶۶۱۶/%D۸%B۳%D۸%B۱%D۹%۸۸%DB%۸C%D۸%B۳_%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C_%D۸%A۷%D۸%B۵%D۹%۸۴%DB%۸C/%D۸%A۸%DB%۸C%D۹%۸۶_%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۹%۸۵%D۹%۸۴%D۹%۸۴/%D۹%۸۱%D۹%۸۴%D۹%۸۸%D۸%AC%D۹%۸۷_%D۹%۸۸_%D۸%A۲%D۹%۸۴%D۸%A۸%D۹%۸۸%D۹%۸۵%DB%۸C_%D۸%A۷%D۸%B۲_%D۸%AC%D۹%۸۶%D۸%A۷%DB%۸C%D۸%A۷%D۸%AA_%D۸%AC%D۹%۸۶%DA%AF%DB%۸C__%D۸%A۷%D۸%B۲_%D۸%AA%D۹%۸۱%D۹%۸۶%DA%AF%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۶_%D۸%A۲%D۹%۸۵%D۸%B۱%DB%۸C%DA%A۹%D۸%A۷%DB%۸C%DB%۸C_%D۸%AA%D۸%A۷_%D۸%AA%D۸%B۱%D۹%۸۸%D۸%B۱%DB%۸C%D۸%B۳%D۸%AA_%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C_%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۹%D۸%B۴
http://www.siahkal.com/index/right%۲۰col/Fallujah.html
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۱۰۲۱۱۰۰۰۸۶۵
http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/۴۵۳۲۶
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=۸۰۰
http://www.hvm.ir/print.asp?id=۴۳۲۴۵
Share/Save/Bookmark
رزمنده
۱۳۹۴-۰۸-۲۲ ۰۷:۳۳:۳۱
حملات تروریستی بیروت نتیجه شکست های حامیان تروریست ها در سوریه بود (14993)
 
رزمنده
۱۳۹۴-۰۸-۲۲ ۰۷:۳۳:۵۷
حملات تروریستی بیروت نتیجه شکست های عربستان سعودی در سوریه بود (14994)
 
رزمنده
۱۳۹۴-۰۸-۲۲ ۰۷:۳۴:۲۳
آمریکا در حال تکرار اشتباه خود در سوریه است.

عامل شروع تاآرامی درسوریه وعراق ولنبان، آمریکا وهمپیمانانش هستند.
شکست تکفیری ها درشمال سوریه ضربه سنگینی به ترکیه است.
شکست جبهه النصره درجنوب سوریه ضربه سنگینی با اسرائیل است.
عامل اصلی بیش از989 هزارنفرانسانها بی گناه درجنگ سوریه وعراق ولنبان قتل عام کرده است آمریکا ومتحدانش مقصراصلی هستند. (14995)
 
رزمنده
Romania
۱۳۹۴-۰۸-۲۲ ۱۰:۲۱:۵۷
تمام سازمان های بین المللی شریک جرم با همدستی آمریکا ومتحدانش عامل شروع ناآرامی ها درسوریه وعراق ولنبان هستند.
اقدامات زشت آمریکایی ها علیه سوریه وعراق و...!

آموزش داعش و یا دیگر گروه های تروریستی توسط آمریکا ومتحدانش خلاف ازقوانین بین المللی است ولی آمریکا وپیمانانش نمی فهمند.داعش ساخته سرویسی های اطلاعاتی مدعیان حقوق بشراست.
هیچ چیز با شعار محکوم کردند حل نمی شود.
تجاوزهای داعش به منزله جنایت جنگی است ولی تمام سازمان های بین المللی درمدت پنج سال است خفه ولال شده است و سکوت اختیارکرده است.هیچ چیز با شعار درست نمی شود.اقدامات مدعیان حقوق بشربی شرمانه است وهم شرم آوراست.
آمریکا مدعی دروغین مبارزه با تروریسم داعش است.آمریکا خطری برای جامعه جهانی است. (15009)